بسمه تعالي

 

 

 

  كيفيت فعاليتهاي سرپرستان آموزشي

 

 

 

 

 

محقق:مريم افشار فوطويي

 

 

رشته تحصيلي : كودكان استثنايي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كليات

مقدمه

رشد وگسترش نظامهاي آموزش وپرورش, ويژگي بارز جوامع عصر ماست.اين امر,به ويژه دردهه هاي اخيردركشورهاي رو به توسعه,به مسئله اي مهم مبدل شده است.پيامد اين رشدروزافزون,تبديل نظام آموزشي به سازماني عظيم وفراگيراست كه با تعداد كثيري دانش آموز سروكار دار دكه وظايف متعدد و متنوعي انجام مي دهدومعلمان وكاركنان فراواني با دانش ومهارتهاي گوناگون به خدمت مي گيرد,منابع مالي ومادي عظيمي مصرف مي كندوروي هم رفته اثرات ونتايج دامنه داري به بار مي آورد.بخش حساسي از اين نظام را نظام آموزش وپرورش كودكان استثنايي تشكيل مي دهدو توجه به اين بخش از نظام يعني بخشي كه افرادي به دلايل خاص جسماني, ذهني,عاطفي ورواني مانند كودكان ناشنوا,نابيناو......تحت پوشش قرار مي دهداز نشانه هاي پيشرفت

 ورشدآموزش وپرورش يك كشور مي باشد.از پايه گذاري آموزش وپرورش كودكان استثنايي در ايران نزديك به هشتاد سال مي گذرد.در اين مدت بر اثر تحولات اجتماعي واهميت تعليم وتربيت كودكان استثنايي در جامعه ما,نظام آموزشي اين افراد تا حدودي گسترش يافته وهم اكنون با ابعاد وسيع تر به اهداف ووظايف گسترده تر در جهت پيشرفت گام بر مي دارد وهر ساله بر شماره آموزشگاههاوبر تعداد معلمين ودانش آموزان استثنايي افزوده مي شود.

با افزايش دانش آموزان تحت پوشش وكاركناني كه در خدمت آنان هستند,وظايف نظام آموزشي پيچيده تر و دشوار تر مي گردد.اين پيچيدگي ودشواريها عاملي براي تقسيم كردن اموردر بين افراد متخصص بوده است كه مدارس نيز با تفكيك وظايف نيز از قاعده مستثني نيستند.بدين ترتيب مديران مدارس, با تفكيك وظايف مدرسه در ميان افراد, هر فردي را مسئول وظيفه معيني نموده اند.هم اكنون مسئوليت حساس وخطير نظارت بر فعاليتهاي آموزشي مدارس استثنايي از جمله ناشنوايان به عهده سرپرستان آموزشي قرار گرفته است.تقسيم كاروتفويض اختيارات درصورتي موثر واقع خواهدشد كه عملكرد افراد از بازدهي و كارايي مناسبي بر خوردار باشد.اين امر در مورد سر پرستان آموزشي بيش از سايرين مصداق دارد,چرا ك هاز آنان انتظار مي رو دبا نظارت و حضور مستمر خود  در كلاسها وارائه الگوهاي مناسب تدريس وراهنمايي هاي موثر آموزشي باعث ارتقاء كيفي فعاليتهاي آموزشي معلمين شوند.اين انتظار زماني از سوي سرپرستان آموزشي به وقوع خواهد پيوست كه آنان از نظر معلومات ومهارتهاي حرفه اي در سطح مناسبي قرار داشته باشند.اين معلومات ومهارتها علاوه بر اينكه از بار مسائل ومشكلات نظام مي كاهند نظام را دراجراي اثر بخش برنامه هاي آموزش وپرورش ياري مي دهند. به طورمعمول امر بررسي ومطالعه كيفيت عملكرد افراد با هدف تشخيص نارساييهاومشكلات وارتقاء عملكرد آنان صورت مي گيرد.تا با حصول اين شناخت بتوان به تغيير شرايط همت گماشت واز تجارب گذشته در طراحي وپيش بيني فعاليتهاي آينده بهتر كمك گرفت.ٍ

از نظر محقق,سنجش نظريات معلمين وسرپرستان آموزشي در مورد عملكرد سرپرستانآموزشي يكي از راههاي بررسي ومطالعه در جهت تشخيص نارساييها وكشف نكات مثبت فعاليت آنان خواهد بود.كشف ايننقاط ضعف وقوت مي تواند مسئولين امرر ا در جهت برنامه ريزي دقيق ومناسبتر ياري نمايدوروشن است كه اطلاعات مبنا در برنامه ريزيها هر چه دقيق تر  باشندمو فقيت آموزشي بيشتري را به دنبال خواهد داشت.ٍ

بيان مسئله:

ٍآموزش وپرورش فرايند متشكل وبه هم پيوسته اي است كه تمامي اجزاء آن به گونه اي سازمان يافته ودر ارتباط با يكديگر براي رسيدن به هدفي معين فعاليت مي كنند.همه اين فعاليتهاي متشكل وسازمان يافته به منظور ايجاد تغيرات مطلوب در رفتار,نگرش,علايق,تواناييها,مهارت,اعتقادوبطور كلي در  همه ويژگييهاي دانش آموزان صورت مي گيرد.بطور كلي هدفهاي آمو زش وپرورش آنهايي هستند كه دانش آموز مي كوشد تحت شرايط آموزش وپرورش وبا توجه به امكانات به آنها دست يابد1.

همان گونه كه در مقدمه اشاره شد توجه به نظام آموزش وپرورش استثنايي يعني نظامي كه افرادرا به دلايل خاص حسي,جسماني وروانشناختي (ذهني وعاطفي) تحت پوشش آموزش ويژه قرار داده است ازنشانه هاي پيشرفت در آموزش وپرورش يك كشور مي باشد.آنچه بديهي است تواناييهاي محدود اين كودكان از طريق اجراي برنامه هاي مناسب آموزشي قابليت پرورش دارد به عنوان مثال از طريق غني ساختن محيط زندگي كودك مي توان شرايطي را فراهم آورد كه كودك در تمام جنبه ها بهتر رشد كند2.ٍ

امروزه همه سازمانها,اعم از كوچك وبزرگ,دولتي وغير دولتي براي رسيدن به اهداف خويش از روشهاي گوناگوني استفاده مي كنند.همه اين سازمانها براي دستيابي به هدفهاي خويش نيازمند به كنترل ونظارت مي باشند كه آموزش وپرورش نيز از اين قاعده مستثني نيست.

ٍامروزه تقريبا همه متخصصان تعليم و تربيت متفق القول هستند كه نظارت وراهنمايي آموزشي در جهت بهبود وضع آموزش گام برمي دارد.به اعتقاد آنان وضع آموزش فقط معلم وكار او راشامل نمي شود,بلكه فرايند ياددهي وياد گيري رادر بر مي گيردوبارشد دائم معلم ودانش آموز ارتباط دارد.در اين مفهوم راهنمايان تعليماتي فقط بر معلم وضعف او تاكيد ندارند وبراي او نسخ اصلاح آموزشي تجويز نمي كنند بلكه فرايند مستمر اصلاح وارتقاء وضع آموزشي مبني بر تشريك مساعي گروهي در همه ابعاد آموزشي وبرورشي است كه به معلم ودانش آموز كمك مي كند,تابه حداكثر رشد ممكن برسد نياز شديد معلمان ودانش آموزان در طيف گسترده در چهارچوب برنامه هاي آموزشي بايد به كمك افراد متخصص در زمينه هاي گوناگون,بر طرف گردد همانگونه كه در مدارس عادي مسايل ومشكلات آموزشي,روحي,رواني,تحصيلي و.....با كمك راهنمايان تعليماتي,مشاوران وراهنمايان تحصيلي بر طرف مي گردد1. در مدارس استثنايي نيز به وجود اين افراد نياز است.عدم حضور هر كدام از متخصصين ذي ربط مشكلات فراواني را در مدارس استثنايي ايجاد مي نمايد.عدم رفع مشكلات معلمين ودانش آموزان استثنايي به معني عدم حل مشكل وگاه حتي باز گشت به قبل نيز مي باشد.

سر پرستان آموزشي ,راهنمايان تعليماتي مدارس استثنايي از جمله مراكز آموزشي دانش آموزان دچار نقص شنوايي مي باشند كه وظيفه آنها راهنمايي وكنترل ونظارت براجراي امور آموزشي مدارس مي باشد.از نظر محقق فعاليتهاي سرپرستان آموزشي از ابعاد گسترده اي بر خوردار مي باشد.اگر سرپرستان آموزشي وظايف خويش را فقط در قالب محتواي كتابهاي درسي و جگونگي روشهاي تدريس جستجو كنند به خطا رفته ومسلما افرادي موفق نخواهند بود ونمي توانند نقش سازنده اي را در امور آموزشي مدارس داشته باشند.

با توجه به سوالات تحقيق در اين پايان نامه حيطه فعاليت سرپرستان آموزشي عبارتند از:

الف-جلب مشاركت اولياء براي همكاري با مدرسه: از نظر محقق,جلب مشاركت اولياء براي همكاري با مدرسه از حساسيت و اهميت بسياري بر خوردار مي باشد ويكي از مهمترين زمينه هاي فعاليت سرپرستان آموزشي را تشكيل مي دهد زيرا كه:

اولياء كودكان ناشنوا نسبت به داشتن فرزندي ناشنوا,نگرشهاي متفاوتي دارند ونحوه همكاري خود با آموزشگاه راب ا توجه به همين نگرشها تنظيم مي كنند1.با توجه به محدوديت زماني كه مربيان در آموزشگاه دارند نمي توانند بطور مستمر ودائمي با اولياء ارتباط نزديكي ‘‹بر قرار نمايند.بنابر اين سرپرستان آموزشي ميتوانند نقش مهمي در شناخت اين نگرشها وهدايت آنها براي همكاري بيشتر در امر آموزش فرزندانشان با مربيان داشته باشند.ناراحتي ونگراني از داشتن فرزندناشنواكه حيات خانوادگي را در معرض خطر قرارداده است واحساس گناه كردن از داشتن چنين فرزندي,پاره اي از احساسات ونگرشهاوهيجانات ديگر كه در والدين اين دسته از كودكان شكل مي گيرد بعد از گذشت سالها آگاهي از نقض كودك به دلايل گوناگون در معرض گفت وشنود با خويشاوندان واقع نمي شود در حقيقت به نظر مي رسد پاره اي از شرايط فرهنگي ومحدوديت هاي اخلاقي والدين را از لحاظ بروز احساسات وعواطف در محدوديت قرار مي دهند1.والدين سر گردان با چنين نگرشهايي در انتظار ياري افرادي هستند كه ابتدا بتوانند با درك عميق احساسات ونگرشهاي فردي آنان را در تبادل احساس با محيط اجتماعي ياري رسانده وهمچنين با مسائل آموزشي ونحوه بر قراري ارتباط با كودك خود آنها را آشنا سازنند تابا تغيير نگرش آنها بتوانند نسبت به رفع مشكلات موجود با آموزشگاه وبه خصوص مربي همكاري نمايند2.

فعاليتهايي كه سرپرستان آموزشي در زمينه راهنمايي آموزش وتغيير نگرش اولياء ميتوانند داشته باشند عبارتند از:

-تشكيل جلسات آموزش گروهي والدين

سرپرستان آموزشي بر حسب ضرورت مي توانند در ماه يك بار اقدام به تشكيل جلسات آموزش خانواده نموده واولياءرا با مطالب مهم كه در ارتباط با فرزندان آنان است مستقيم وغير مستقيم در آموزش آنان تاثير دارد آگاه نمايند وتوضيحات لازم را ارتباط با موارد زير بيان نمايند:

1ـطرز استفاد هاز سمعك وعادت دادن كودك به استفاد هاز آن

2ـاهميت ونكات قابل توجه در گفتار خواني

3ـٍاهميت ونكات قابل توجه در تربيت شنوايي

4ـاهميت گفتاروطرز صحيح تلفظ وآشنايي با روشهاي ارتباطي واهميت روش شفاهي

5ـاهميت بازديد كودكان ناشنوا از محيط هاي اجتمايي وتاثير آن در زبان آموزي1.

-آشنايي با نحوه آموزش دانش آموزان:

يكي از عوامل محدود كننده براي همكاري اولياء با مدرسه عدم آشنايي آنها با دروس وروشهاي تدريس مربوط به آنها آنها مي باشد.ٍاگر با توجه به ميزان سواد وتوانايي اولياء كلاسهايي در ارتباط با دروس متفاوت وروشهاي تدريس آنها در آموزشگاه گذاشته داير گردد مسلما باعث جلب همكاري بيشتر آنها با مدرسه خواهد شد ودر نهايت اين سرمايه گذاري باعث كاهش حجم كار مربيان وپيشرفت آموزشي دانش آموزان خواهد شد.در اين جلسات مي توان از نظريات مفيد اولياءدر رابطه با درسها وروشها استفاده كردوحتي بهترين نظريات را مورد تقدير قرار داد.

-استفاده از خلاقيت اولياءبراي تهيه وسايل كمك آموزشي براي آموزشگاه:

سرپرستان آموزشي مي توانند از بين اولياءافراد فعال ومبتكر را برگزيده واز وجود سازنده آنها در جهت ساخت وسائل كمك آموزشي مدرسه بهره بگيرندوهر سه ماه يك بار مي توانند آن وسائل را در معرض

نمايش ساير اولياء براي جلب مشاركت قرار دهند.

ب-مشاركت با معلمين:

همانگونه كه تفاوتهاي فردي در دانش آموزان وجود دارد مسلما معلمين از اين قاعده مستتثني نخواهند بود.سرپرستان آموزشي قبل از هر گونه نظارت وراهنمايي در مورد معلمين وامور آموزشي آنها بايد از اين تفاوتهاي فردي آگاهي يافته وآنها را مد نظر قرار بدهد.در آن صورت است ك هبا هوشياري وتيزبيني وتسلط بر حيطه وظايف خود مي توانند يك محيط آرام وامن به وجود آورده ويك رابطه دوستانه همراه با احساس مسئوليت در آنها ايجاد نمايند.مسلما در چنين محيطي مي توان با يك برنامه ريزي آموزشي دقيق ومناسب و با نظارت مستمر بر اجراي صحيح وبه موقع آنها ا زيك آموزش مناسب بالايي بر خوردار شد.

فعاليتهاي سر پرستان آموزشي در ارتباط با معلمين

-برگزاري جلسات ماهانه در جهت رفع اشكالات آموزشي:

اين جلسات مي تواند با شركت معلمان پايه اي خاص,يا كل پايه ها تشكيل شود. به هر دو صورت اين جلسات آموزشي مي توانند عاملي براي تبادل نظر بين همكاران در ارتباط با الگوهاي مناسب تدريس,هماهنگ كردن ارزشيابي مربوط به هر درس ويا بخشي,نحوه تنظيم طرح درسهاوساخت وسائل كمك آموزشي وتشويق آنها براي استفاد هاز آنها باشد.اين جلسات بيانگر اين واقعيت خواهند بود كه سرپرستان آموزشي افرادي خود راي نمي باشند واصل مشورت براي آنها ارزشمند است.

 

ادامه دارد ...