بیایید با هم بخندیم، به هم نخندیم

عــــکــــاســـی رايـــگــــان!

دوســـــــتــــــان بـــــه کــــــــــــــلـــــــــــوپ خنده مـــــــــــا خـــــــــوش آمـــــــــــدیــــــــــــــــد. 

يک روز دوتا نفر جروبحث ميکنن اولي ميگه گير عجب آدم نفهمي افتادم دومي ميگه خودت گير عجب آدم نفهمي افتادي

 

پزشک: بیماری که ناراحتی قلبی داشت چطور است؟

پرستار: خوب، از صبح تا حالا سه باراز من خواستگاری کرده است.

 پزشک: پس قلبش خوب شده عقلش را از دست داده!

 

مي دوني وقتي يک فيل مي ره رو درخت چي مي شه يک فيل ازرو زمين کم مي شه ولي وقتي دو تا فيل مي ره رو درخت چي مي شه يک فيل به روي درخت اضافه مي شه ولي وقتي سه تا فيل مي ره رو درخت درخت مي شکنه

 

يك روز به يك مرد مي گويند:
با دست بگو چند تا بچه داري ؟
مي گويد چهار تا .
مي گويند چرا يكيشان سرش را پايين كرده؟
ميگويد چون كه خجالتي است.

 

 

روزي در اتوبوس پيرزني بلند شد و گفت:
ني ناي ني ناي ني ناي ناي
همه فکر کردند که او ديوانه است و مي خواهد
برقصد و دست زدند .
پيرزن ناراحت شد دندان مصنوعي خود را گذاشت
و گفت:
نياوران نگه دار

 

- ببينم شما چند سال داريد؟

- ۹۷
سال.

-
خب خانم چند سال دارند؟

- ۹۵
سال.

-
و شما در اين سن تقاضاي طلاق كرديد؟

-
راستش قصد داشتيم خيلي زودتر از اينها اين كار رو بكنيم اما خانم گفت بچه ها كوچكند بگذار بزرگتر بشوند بعدا"...!!!

 

پيرزن: باز زنگ خونه ما رو زدي و اومدي گدايي؟

گدا: پس توقع داشتي زنگ خونه تونو بزنم و بيام خواستگاري...!!

 

يه روز از يه پيرزن ميپرسند :

مضرات و مشکلات پيري چيه ؟

پيرزنه ميگه :

واللاه مشکلات پيري ۵ تا هستش ، اولي فراموشيه ، ۴ تاي بقيه هم يادم نمياد .

 

يه روز يه نفر به خونه يه معتاد زنگ ميزنه مرد معتاد که حال جواب دادن به تلفن رو نداشته گوشي رو برمي داره و مي گه هشتم ولي خشتم

 

 زنی در پنجاهمین تولدش به همسرش گفت چه انتظاری از من داری ؟ همسرش گفت فقط پنج دقیقه صحبت نکن!

بعدی       صفحه اصلی