بیایید
با هم بخندیم، به هم نخندیم
عــــکــــاســـی رايـــگــــان!
دوســـــــتــــــان بـــــه کــــــــــــــلـــــــــــوپ خنده مـــــــــــا خـــــــــوش آمـــــــــــدیــــــــــــــــد.
|
يک روز دوتا نفر جروبحث ميکنن اولي ميگه گير عجب آدم نفهمي افتادم دومي ميگه خودت گير عجب آدم نفهمي افتادي
|
|
پزشک: بیماری که ناراحتی قلبی داشت چطور است؟ پرستار: خوب، از صبح تا حالا سه باراز من خواستگاری کرده است. پزشک: پس قلبش خوب شده عقلش را از دست داده!
|
|
مي دوني وقتي يک فيل مي ره رو درخت چي مي شه يک فيل ازرو زمين کم مي شه ولي وقتي دو تا فيل مي ره رو درخت چي مي شه يک فيل به روي درخت اضافه مي شه ولي وقتي سه تا فيل مي ره رو درخت درخت مي شکنه
|
|
يك روز به يك مرد مي گويند:
|
|
روزي در اتوبوس پيرزني بلند شد و
گفت:
|
|
-
ببينم شما چند سال داريد؟
|
|
پيرزن: باز زنگ خونه ما رو زدي و
اومدي گدايي؟ |
|
يه روز از يه پيرزن ميپرسند
: |
|
يه روز يه نفر به خونه يه معتاد زنگ ميزنه مرد معتاد که حال جواب دادن به تلفن رو نداشته گوشي رو برمي داره و مي گه هشتم ولي خشتم
|
| زنی در پنجاهمین تولدش به همسرش گفت چه انتظاری از من داری ؟ همسرش گفت فقط پنج دقیقه صحبت نکن! |