|
صفحه
اصلی کارگاه علوم
اولش هميشه
همين طور است. ساکت و آرام، سوت و کور، مدرسه در امن و امان. نه صدای
ارّه و چکش می آيد و نه بوی رنگ و ماژيک. در آزمايشگاه ها هم پرنده پر
نمی زند. اصلا انگار نه انگار که تا يک هفته ديگر قرار است مهم ترين و
خاطره انگيز ترين بخش زندگی يک دانش آموز سال سومی فرزانگانی شکل بگيرد.
حتی تصور اين که قرار است تا چند روز ديگر، مدرسه از اين رو به آن رو شود
هم، بعيد به نظر می رسد.
اما ناگهان همه چيز تغيير می کند.
اول از همه
تهداد غايبين کلاس ها زياد می شود. بچه هايي که به جای حضور در کلاس، يا
دارند خيابان ها را به دنبال لوله آلومينيومی
mm
6 و مابل کواکسيال متر می کنند، يا دارند مخ نگهبان دانشگاه شريف را کار
می گيرند تا اجازه استفاده از کتابخانه را بهشان بدهد.
بعد کم کم
صف های طويلی پشت تلفن ها و کامپيوتر های مدرسه شکل می گيرد. بچه هايي که
سعی دارند آخرين هماهنگی را با استاد راهنمايشان بکنند يا اطلاعات دقيق
تر و کامل تری زا از اينترنت به دست بياورند، تا مبادا چيزی از قلم
بيفتد.
در نهايت
بچه هايی را می بينی که با دست و بال رنگی، در به در دنبال کاتر و مقوا
می گردند، تا در آخرين لحظات دکور غرفه شان را بچينند و تبليغات اثر
گذاری هم راه بيندازند.
تمام اين
صحنه های بالا فقط و فقط نشان از يک چيز دارد :
افتتاح
يازدهمين کارگاه علوم دبيرستان فرزانگان. نمايشگاهی از دستاوردهای علمی و
احياناً هنری و فرهنگی دانش آموزان سال سوم دبيرستان، که هر سال در بهمن
ماه برگزار می شود.
يک نمايشگاه
درست و حسابی که بچه ها، همه کاره اش هستند. از انجام پروژه و پيدا کردن
استاد راهنما گرفته تا آماده کردن غرفه و تهيه دعوتنامه.
شايد اولين
جرقه ها در تابستان زده می شود. زمانی که بچه ها سعی می کنند با ورق زدن
کلی کتاب و مقاله و البته مشورت با افراد متخصص، موضوعی برای انجام پروژه
و ارائه در کارگاه علوم انتخاب کنند. بعد هم آستين ها را بالا می
زنند و کار شروع می شود.
جمع آوری
مطلب، صحبت با استاد راهنما، خواندن، ياد گرفتن و فهميدن.
بخش تئوری
کار انجام می پذيرد و حالا می ماند نحوه ارائه پروژه در کارگاه. بايد
وسيله ای بسازند يا آزمايشی را انجام دهند و يا حتی پروژه شان را به صورت
يک برنامه کامپيوتری ارائه بدهند.
هفته های
آخر هم در واقع جمع بندی پروژه هاست. بازبينی و تاييد پروژه ها، طراحی
غرفه، تهيه بروشور، انجام تبليغات و ...
و بدين شکل
کارگاه علوم شکل می گيرد.کارگاه علوم شکل می گيرد تا بچه ها ياد بگيرند.
نه فقط علم را، بلکه زندگی را، کار گروهی را، روابط اجتماعی را و با هم
بودن را.
کارگاه شکل
می گيرد تا بچه ها تجربه کنند. تا آزمون و خطا کنند. تا ارتباطات
اجتماعيشان را تقويت کنند. و در نهايت کارگاه شکل می گيرد تا بچه ها باور
کنند که می توانند، باور کنند که از اين دستان کوچک، کارهای بزرگی ساخته
است و باور کنند که :
همين دست ها، ديوارهای بلند آينده را
خواهد ساخت.
|