سيدني ، جي ، هريس نويسنده اي است كه براي برنده شدن در صحنه زندگي پيشنهاد هاي ساده اي ارائه مي كند به بعضي پيشنهاد هاي او توجه كنيد :
برنده متعهد مي شود
بازنده وعده مي دهد
برنده بيش از بازنده كار مي كند و بيشتر از او وقت دارد
بازنده همواره به قدري گرفتار است كه نمي تواند به كارها ي به واقع ضروري بپردازد
برنده مي گويد بيا براي مشكل راه حلي پيدا كنيم
بازنده مي گويد هيچ كس راه حلي نمي داند
برنده ترجيح مي دهد كه خود را مسئول شكست هايش بداند نه ديگران را و وقت زيادي را صرف عيب جويي نمي كند
بازنده شكست هاي خود را ناشي از تبعيض و يا سياست مي داند
برنده هنگامي كه از ديگران بدرفتاري مي بيند آزادانه رنجش و آزردگي خويش را بيان نموده و سپس موضوع را فراموش مي كند
بازنده در چنين شرايطي خشم و ناخشنودي خود را به زبان نمي آورد و زجر مي كشد و با انتقام گرفتن از خود شرايط بدتري را فراهم مي كند
برنده روي پاي خود مي ايستد و از اينكه ديگران به وي تكيه كنند احساس تحميل شدن نمي كند
بازنده به كساني كه از خودش قوي ترند تكيه مي كند و عقده هاي خود را بر سر افراد ضعيف تر از خويش خالي مي كند
برنده بازي سرنوشت و اين حقيقت كه شايستگي ها را همواره پاداشي نيست بي آنكه ديدگاهي بدبينانه داشته باشد درك مي كند
بازنده بي آنكه بازي هاي سرنوشت را درك كند بدگمان است
برنده مي داند كه چگونه مي توان جدي بود بي آنكه خشك و رسمي باشد
بازنده بيشتر اوقات خشك و رسمي است زيرا فاقد توانايي جدي بودن است
برنده سعي مي كند كه رفتارهاي خود را بر اساس نتايج منطقي آنها قضاوت كند و رفتارهاي ديگران را بر اساس قصد ونيت آنها ارزيابي كند
بازنده رفتارهاي خود را بر اساس قصد ونيت خويش و رفتارهاي ديگران را بر اساس نتايج آن ها ارزيابي من كند
برنده ديگران را نكوهش مي كند ولي آنان را مي بخشد
بازنده نه قادر به نكوهش ديگران است و نه قادر به بخشيدن آنان
برنده در برابر افراد توانمند و ناتوان يكسان عمل مي كند
بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقير مي كند
برنده مي خواهد مورد احترام ديگران باشد اما ذهنش را در گير آن نمي كند
بازنده براي رسيدن به اين هدف دست به هركاري مي زند اما سرانجام با شكست رو به رو مي شود و به هدف خود نمي رسد
برنده حتي زماني كه ديگران وي را به عنوان يك خبره مي شناسند مي داند كه هنوز خيلي چيزها را نمي داند
بازنده مي خواهد ديگران او را يك خبره بدانند و اين نكته كه بسيار كم مي داند را هنوز نياموخته است
برنده نسبت به فضاي اطراف خود حساس است
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است
برنده مي داند كه اگر به مردم فرصت داده شود مهربان خواهند بود
بازنده احساس مي كند كه اگر به مردم فرصت داده شود نامهربان خواهند شد
برنده مي گويد بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد
بازنده مي گويد تا بوده همين بوده و تا هست همين هست
بر گرفته از كتاب برندگان و بازندگان ترجمه مينو پرنياني و پروين مصطفوي