به
نام الله
روز يكشنبه :
فكر ميكنم
ساعت 8 صبح بود
كه كلاسمان
شروع شد. آقاي ظهيري
وارد شد و پس
از معرفي خود
و دادن اعتماد
به نفس به بچهها
شروع به باز
كردن كيس كرد
و برايمان از cpu و
الكتريسيته
ساكن كه خيلي
بر روي آن
تاكيد داشت كه
با كشيدن دست
در چهارچوب در
يا پنجره ميتوان
آن را از بين
برد. از RAM و خيلي
قسمتهاي ديگر
درون جعبه سخن
گفت. وقتي آقاي
ظهيري
متصل كردن
قطعات درون
كيس را به ما
ياد داد راستش
كمي ترسيدم
چون اين كار
كمي به نظرم مشكل
ميآمد. آقاي
ظهيري
معلم زبان هم
هست او به ما
گفت كه شما
نبايد خود را
دست كم بگيريد
چرا كه همين
شركت را که کامپيوترها
را از آنها
خريداري
كرديم مديرآن
يك خانم بود.
اما به نظر من
آقايان هميشه
موفقتر از
خانمها هستند.
چون ياد گرفتهاند
كه گامهايشان
را از روي عقل
پيش ببرند نه از
روي
احساساتشان .
از اينها
بگذريم بعد
آقاي ظهيري
به ما دستور FDISK
را
آموخت اما چون
وقت تنگ بود
بقيه كلاس به
فردا موكول
شد.
ما
فردا صبح از
ساعت 7تا8 صبح
طريقه فرمت
كردن درايو.ها
و نصب ويندوز
را آموختيم .
دوباره از
ساعت
1:30تا3 آقاي ظهيري
چگونگي متصل
كردن قطعات
درون کِس
را مجدداٌ
عملي انجام
داد. دوباره
بعد از بك ربع
استراحت يعني
از ساعت 3:15 به
بعد گروه بندي
شده و هر گروه
كه متشكل از 3
نفر بود اجزاي
درون كيس را بستِم.
و بعد از غذا
خوردن مجددا
به كار ادامه
داديم. به
طوري كه سرانجام
هر گروه دو
كامپيوتر را
بسته و تحويل
داديم. البته
در حين كار
آقاي ظهيري
و سه نفر ديگر
هم ما را
راهنمايي ميكردند.
آقاي ظهيري
كه ديروز در
همان اوايل
ورود به كلاس
به ما اصرار
داشتند كه ياد
بگيريم كه در
گروه باشيم و
گروهي كار
كنيم و بدين
گونه از فكر
يكديگر
استفاده كنيم. امروز نيز
در هنگام خارج
شدن بچهها
گفته خود را
تكرار كرد و
به بچهها گفت
اگر می خواهِد
به موفقيت دست
يابيد . بايد
آنچه را كه
ياد ميگيريد
دلسوزانه به
ديگران منتقل
كنيد. با تشكر
از همه كساني
كه دلسوزانه
براي پيشرفت و
سعادت جوانان
كشور و جامعه
ميكوشند.
(كامپيوتر/2)